السيد محمد حسين الطهراني
357
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
بيت من چگونه رفتار كرديد ؟ ! ) [ مهلت خواستن حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام در شب عاشورا براى نماز و قرآن و دعا و استغفار ] از حضرت صادق عليه السّلام روايت است كه : تاسوعا روزى است كه : حضرت إمام حسين عليه السّلام را با اصحابش محاصره كردند ؛ و لشگريان شام أطراف او را گرفتند : و شترهاى خود را در آنجا خوابانيدند ، و پسر مرجانه ، و عمر بن سعد به فراوانى لشكر خود مسرور شدند . زيرا كه حسين عليه السّلام را ضعيف ديدند ، و بيقين دانستند كه : ديگر از أهل عراق كسى براى يارى او نمىآيد ، و او را مدد نمىنمايد . بأبى المستضعف الغريب « 1 » ( پدرم به فداى غريبى كه ستمگران او را ضعيف شمردند ) عمر بن سعد فرياد زد : سوار شويد ، و نزديك سراپرده حسين برويد . حضرت در جلوى خيمه خود سر بر زانو نهاده ، و درحالىكه به شمشيرش تكيه زده بود ، چرت مختصرى او را گرفته بود كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم را مىبيند كه : به او مىگويد : إنّك صائر تروح إلينا عن قريب . « 2 » ( تو به زودى به نزد ما مىآيى ! ) حضرت زينب صداى حركت لشگريان را شنيد ؛ و حضور إمام حسين آمد ، و گفت : دشمن بما نزديك شده است . إمام حسين عليه السّلام به برادرش : عباس گفت : اركب - بنفسى أنت - حتّى تلقاهم و اسألهم عمّا جاءهم ؟ ! و ما الّذى يريدون ؟ ! ( سوار شو - جانم به فدايت - و اين سپاه را ديدار كن ؛ و از آنها بپرس : چرا آمدهايد ؟ ! و چه مىخواهيد ؟ ! عبّاس سوار شد ، و با بيست نفر سواره كه در ميان آنها زهير بن القين ، و
--> ( 1 ) نفس المهموم ، ص 137 . ( 2 ) ارشاد مفيد ، طبع سنگى ، ص 249 و تاريخ طبرى ، طبع مطبعة استقامت سنهء 1358 ، ج 4 ، ص 315 ، و الكامل فى التاريخ ، ابن أثير ، طبع اول ج 3 ، ص 284 و مقتل مقرم ص 230 .